.

بیانیه حزب دمکراتيك مردم ايران

هم ميهنان گرامی!

پس از کودتای انتخاباتی و نشاندن احمدی نژاد بر صندلی رياست جمهوری کشورمان، موج توانمند خروش و پرخاش ميليونی مردمی برخاست و بسرعت به يک جنبش پردامنه ی دگرخواهی تبديل گرديد. شعار « رای من کو؟»، بعنوان خواست اوليه مردم اعتراض گر، بازتابی از شناخت و آگاهی همراهان و همپايان اين جنبش در دفاع از حقوق شهروندی خويش بود. بدنه اصلی اين سيل پرخروش اعتراض، که به جنبش پرآوازه ی سبز معروف شد، به ويژه زنان و جوانان پرشور و دليری بودند، برخاسته از لايه های گوناگون اجتماعی و با باورهای رنگارنگ يعنی از مذهبی گرفته تاعرفی.
 ادامه  

 

 

راه دشوار اما درستِ سازش، به مدیریت رفسنجانی

محسن حیدریان

تظاهرات گسترده مردم در روز قدس فقط نشانه شکست کودتا نبود. بلکه دستور کار سیاست ایران را نیز تغییر داد. خطبه‌های فطر آقای خامنه‌ای پس از سه ماه، نخستین نشانه بازتاب اثر جنبش گسترده سبز در درون حاکمیت بود. پیام فطر این بود که خواست فرماندهان سپاه و راست افراطی برای دستگیری موسوی و کروبی و برقراری یک رژیم پاکستانی، نتوانسته به میانگین خواست نظام تبدیل شود. اما مهمتر از آن اعلان رسمی ‌هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری بود که از «تدوین متنی برای انتقال فضای فعلی جامعه به فضای نقادی صحیح» خبر می‌دهد. ترجمه سیاسی پیام رفسنجانی به معنای جستجوی راه آشتی، در پی شکست کودتا و بازتاب اثر جنبش گسترده سبز در درون حاکمیت است.

راز قفنوس‌وار جنبش سبز که آنرا سرکوب ناپذیر کرده، در این است که این حرکت از درون جنبش انتخاباتی و مشارکت گسترده مردم در انتخابات سر بر آورد. این واقعیت در کنار رفتار چالشگرانه کروبی و موسوی و تلاش‌های میانجی‌گرایانه رفسنجانی، مهمترین دلایل شکست اخلاقی و سیاسی کودتاگران و استمرار پیکار مردمی‌اند.

اهمیت سازش برای جنبش سبز

اما دشواری راه جنبش سبز، تنها شکست کودتا نیست. بلکه هوشمندی و انعطاف پذیری، آنرا فرا می‌خواند که به راه حلهای عملی رئالیستی نیز بیاندیشد. دشواری اصلی جنبش سبز در جامعه بشدت قطبی شده کنونی، این است که نه حکومت و نه جنبش سبز، هیچ کدام نمی‌توانند به نقطه قبل از کودتا بازگردند. این بدان معناست که خطر اصلی در ادامه جدالهای فرسایشی، هدر دادن نیروها و امکانات و رسیدن به نقطه‌ای است که راه هرگونه میانجی‌گری و سازش و گفتگو میان شهروندان و زمامداران مسدود شود.

ایران در وضعیتی است که افکار عمومی و جنبش سبز، اجازه تبدیل نظام سیاسی کشور به نظام مطلوب احمدی‌نژاد و رهبران سپاه که نظامی همچون پاکستان است را نمی‌دهد. اما از سوی دیگر وزن سنگین نظامیان، نیروهای بسیجی و اقشار محروم و بی‌سواد و کم سواد جامعه و هواداران احمدی‌نژاد، به حدی است که امکان دور زدن کل نظام و تحول سریع ایران به یک نظام دمکراتیک، تنها یک خواب و خیال است. این واقعیات، جای هیچ تردیدی در عقلایی بودن راه حل میانی، یعنی راه سازش و مدیریت آگاهانه بحران باقی نمی‌گذارد. برای تحقق این راه نه تنها باید خوش‌بین بود، بلکه با تمام توان، کار و پیکار کرد.

راه میانی رفسنجانی، چیزی جز ادامه تلاش‌های او برای شکستن بن بست کودتا نیست. این راه باید شامل آزادی زندانیان و آزادی رسانه‌ها، بازگرداندن اعتماد به مردم و بویژه ایجاد یک دگوگونی مهم در روبنای سیاسی جامعه باشد.

مردم ایران هم در انتخابات و هم با حضور میلیونی، رای، سخن و خواست خود را گفته‌اند. اینک باید این شانس را به سیاست‌ورزان و بزرگان نظام داد که در یک فضای آرام در جستجوی راه حلهای سیاسی بر آیند. سرنوشت یک ملت را نمی‌شود در خیابان‌ها رقم زد. اما راه حل سازش به معنای راه "برد-برد" باید باشد. به عبارت دیگر جبنش مردمی بدون آنکه نیازی به پرداخت هزینه‌های انقلابی و رادیکال داشته باشد، باید رهبران اپوزیسیون را در تحقق اهداف اعلام شده آنها در موقعیت برتری در چارچوب نظام و قانون اساسی قرار دهد. یک راه بارها آزمون شده در سی سال گذشته جمهوری اسلامی کاهش یا افزایش اختیارات نهادهای موجود و یا ایجاد نهادهای تازه سیاسی است.

این راه حلی نه تنها شدنی بلکه مطلوب و سازنده نیز است. از امتیازات این راه‌حل هموار ساختن راه برای لغو نظارت استصوابی شورای نگهبان و گزیدن راه‌های سیاسی و مسالمت‌آمیز، در تحقق اهداف جنبش سبز است. این "راه حل میانی" اما خواسته‌های دو طیف درگیر را باید دربرگیرد و در عمل راست افراطی را که هیچ کس از مردم و مجلس گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت و قوه قضاییه، از آن مصون و در امان نیست، به درون بطری خود بازگرداند.

اهمیت سازش و توافق در صحنه سیاست ایران تنها در محدود کردن راه سرکوب خونین جنبش همگانی سبز نیست. اگر راه سازش در ایران هموار شود، بدون تردید به مهار و کنترل نظامیان و نیز کاربرد حداکثر ظرفیت‌های قانون اساسی منجر می‌شود. تمام تجربه سی سال گذشته ایران نشان می‌دهد که قانون اساسی ایران در شرایط بحرانی، متن قابل ترجمه‌ای است که باز تعریف آن به آرایش قوای سیاسی و ضعف و نیرومندی جناح‌های سیاسی بستگی دارد. همین ویژگی‌هاست که با توانمند شدن اپوزیسیون قانونی، امکان نهادی شدن جنبش مردمی در صحنه سیاسی را به حداکثر می‌رساند. اهمیت راه سازش، در 
تمايز بنيادی آن همچون حکومت قانونی، با حکومت جباری است که تا یک قدمی تسخیر همه سنگرها پیش آمده است.

نباید فراموش کرد که تنها راه قابل پذیرش ازدوسوکه قبول آن به نوعی همان سازش متقابل است، کنارگذاشتن خواست ابطال انتخابات وتاکید بر آزادی زندانیان سیاسی و رهبران دستگیر شده اصلاح طلب و آزادی مطبوعات و رسانه‌های ملی است. رسیدن به این توافق، خود کارو پیکارِ بزرگی است. بدون اینکه هدف سازش آن باشد که بود ونبود همه نظام را زیرسوال ببرد. در این صورت بار دیگر فعالیت سیاسی در چارچوب قوانین موجود و شرکت در انتخابات مفهومی واقعی خواهد یافت.

اگر سیاست مدار هوشمندی چون دنگ پیائو شینگ توانست با طرح‌های اصلاح طلبانه خود، زیر فشار خرد کننده نظامیان و رهبران فرسوده و قدرقدرت حزب کمونیست چین، با وجود دوبار زندانی شدن و اتهاماتی "خائن" و ضدانقلابی" راه این کشور را از فقر و عقب ماندگی به سوی یکی از ثروتمند ترین کشورهای جهان هموار کند، چرا چنین رویکردی در ایران شانس پیروزی نداشته باشد؟ آن هم ایرانی که دارای دهها رهبر سیاسی عاقل، هزاران فرهیخته و میلیونها مردم آگاه و مسالمت خواه است!

 

بن‌بستِ کودتا و راه ثبات سیاسی قانونی
محسن حیدریان

بيانيه انتخاباتی حزب دموكراتيك مردم ايران

 

حزب دمکراتيک مردم ايران در اعلامیه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ هم میهنان را به شرکت هرچه گسترده تر درانتخابات ورای به نامزدهای اصلاح طلبِ حاضردرصحنه، برای دگرخواهی و آزادی فراخواند. اعلامیه نامبرده با طرح اولويت های برنامه ای مورد نظر ما، اصلی ترین چالشِ این دوره انتخابات را پایان دادن به دولت احمدی نژاد اعلام نمود.

 

این زمان، در آخرین مرحله کارزارِ انتخاباتی، جمعبندی تبادل نظرهایِ آخرین نشست انتخاباتی خود را به اطلاع هم میهنان گرامی میرسانیم.

 

جنبش انتخاباتی دهمین دوره رياست جمهوري ، با وجود رد صلاحيت گسترده «غیرخودی ها» که یکبار دیگر تبعیض قانونی نهفته در قانون اساسی  و تفسیر تنگ نظرانه تر شورای نگهبان از آنرا رونمایی می کند، به یک حرکت گسترده برای پایان دادن به دولت احمدی نژاد و تحقق حقوق مدنی و شهروندی فراروییده است. 

 

به باور ما کارزارِ انتخاباتی نامزد های اصلاح طلبِ دهمین دوره ریاست جمهوری از طریق تمرکز بر احیاء و استمرار اصلاحات، تحقق حقوق مدنی و شهروندی بر اساس گفتمان مطالبه محوری و پای فشاری بر اجرای آن از طریق مشارکت فعال و انتقادی، موفق به فراهم کردن یک جنبش گسترده ضد بنیادگرایی پر تحرک و پویا در صحنه سیاسی ایران شده است. به جرئت می توان گفت که کارزارِ انتخاباتی این دوره، برای نخستین بار گفتار و مطالباتی را به پیش صحنه سیاسی کشور کشانده است که  پیوند روشنی با خواست مستمرو یک صد ساله آزادیخواهان ایران برای دستیابی به آزادی، حقوق شهروندی، قانونگرائی، رفع تبعیض علیه زنان  وبرقراری دموکراسی و حقوق بشر دارد. ما از این روند با خشنودی استقبال می کنیم و با این امید که این مطالبات در کشور نهادینه شود، آنرا نشانه بلوغ سیاسی جامعه ایران می شمریم.

 

همان گونه که دراعلامیّۀ۸ ارديبهشت ۱۳۸۸خود مورد تاکید قرارداده ایم، تا "وقتی حداقل شرایط برای انتخابات ، ولو نيمه آزاد ولی رقابتی، موجود است؛ شرکت درانتخابات واثرگذاری فعال در آن با هدف آگاهانه پایان دادن به دولت احمدی نژاد وجناح بنیادگرای حاکمیّت، شرط لازم برای ادامه پیکار برای کسانی است که خواهان تغییر وتحول آرام وتدریجی بامشی مسالمت آمیزند".

 

شایان توجّه وامیدآفرین است که با پیش رفتِ کارزار انتخابات، قاطبۀ آزاديخواهان ايران، سیاست عدم شرکت یا تحریم به هربهانه ای را؛ کنارگذاشته وبا عزم راسخ، به اردوی رای دهندگان پیوسته اند.

 

در شرايط كنوني چالش اصلی درصحنه سیاست ایران میان نامزداصلیِ جناح راست: احمدی نژاد با دو نامزد اصلاح طلبِ حاضر درصحنه: آقایان موسوی و کروبی است. دررقابتهاي انتخاباتي  شکست یا پیروزی اصلاح طلبان به مقدارزیاد، در گرومشارکت یاعدم مشارکت گسترده وفعال آزادی خواهان ایران است. زیراهر چه میزان مشارکت مردم آزادی خواه در انتخابات بیشترباشد، شانس پیروزی محمود احمدی نژاد کمترخواهدبود.

 

 هم میهنان گرامی!

 

دراین فرصتِ اندکِ مانده به اخذ رای، می باید ازهرگونه منازعه ورودررویی میان دونامزداصلاح طلب وآزادی خواه، پرهیز شود، تا بتوان همۀ نیروهای زنده وتغییرخواهِ کشور راهمچون جبهۀ واحد اصلاح طلبان وآزادی خواهان، بسیج کرد وبه پیروزی رساند.

 

حزب دموكراتيك مردم ايران، بادرنظرگرفتن این امر، که خواست ها وبرنامه های آقایان مهدی کرّوبی ومیرحسین موسوی، دربرگیرندۀ بخش قابل توجّهی ازمطالبات آزادی خواهان ایران است که می توان  درچارچوبِ انتخابات ریاست جمهوری مطرح نمود؛ واین واقعیّت که آن ها درحال حاضرتنها بدیل موجود دربرابرحکومت احمدی نژاد وراست بنیادگرامی باشند؛ و نیز این مهم که پیروزی آنها، می تواند بسترسازهرتغییروتحول درآینده باشد؛ حمايت از هر دو نامزد را، همچون دو پای پیکرواحد اصلاح طلبی، وظیفۀ خود می داند.

 

ما امیدواریم که آراء میلیونی مخالفان بنیادگرایی چنان افزایش بیابد، تا آراء سازماندهی‌‌شده‌ی راست گرایان نتواند دردوراول انتخابات پیروزشود. و ازآن فراتر، درسایۀ همین تلاش متحد وهمبستۀ آزادیخواهان کشور، پیروزی نهائی نیز نصیب آن نامزد اصلاح طلب گردد که بیشترمورد پسند وگزینش اکثریت مرد م بوده باشد.

 

مردم شریف و آزاده ایران!

 

 با شركت گستردۀ خود در انتخابات ٢٢ خرداد و رای به نامزد های اصلاح طلب؛  باگفتنِ نۀ تاریخی به احمدی نژاد، حماسه ای  دیگر، اما ژرف تر و استوارتر از دوم خرداد بيافرينيد. 

 

 

حزب دموكراتيك مردم ايران

۱۱ خرداد ماه  ٨٨
اول ژوئن ٢٠٠٩                   (نسخه چاپي)



دمکراسی و مخترعین آن

متن سخنرانی در فستیوال مدرنیته (میلان)

متن اين سخنرانی را می توانيد بصورت PDF در اينجا بخوانيد

حميد صدر

«فستیوال مدرنیته» (رنسانس دوم) مجمعی است که هر شش ماه یکبار به دعوت پروفسور «آرماندو وردی لیونه» در شهر میلان برگذار میشود. در این فستیوال نویسندگان،  محققین، پزشکان و روانپزشکان، شاعران، تئاتر نویسان، فیلمسازان، نقاشان و ... حضور بهم میرسانند، تا در مورد موضوع مرکزی فستیوال نظرات خود را مطرح نمایند. این بار موضوع مرکزی این نشست «دموکراسی» بود. نشست  از 28 نوامبر تا 1 دسامبر بطول انجامید و صد و شش نفر سخنران که از یازده کشور مختلف به این فستیوال دعوت شده بودند، طی این مدت دیدگاه های خود را در مورد دموکراسی مطرح کردند. این سخنرانی ها  با ترجمه همزمان به چهار زبان ایتالیائی،  انگلیسی، روسی و فرانسه به سمع حاضران می رسید. متنی که در زیر می خوانید، ترجمه سخنرانی حمیدصدر به زبان آلمانی در این نشست است که به علت مطرح بودن بحث، به فارسی ترجمه شده و در اختیار خوانندگان قرار میگیرد.    

_______________________________________

مقاله ای از آقای خسرو شاکری برای "راه آزادی" رسيده و درخواست شده تا متن آن در "راه آزادی" منتشر شود.

"سردبير، خواننده ی محترم

با سلام،ضميمه ی مقاله ی "اندر تاسيس حزب توده" را می فرستم تا لطفا آن را در سايت خود نشر دهيد، يا برای دوستانتان ارسال داريد."

متن اين مقاله را می توانيد بصورت PDF در اينجا بخوانيد.

__________________________________________________________

در زير با متن گفتگوی ريچارد ويمر با پروفسور ژوزف ا. اشتيگليتس درباره ی بحران مالی

ایالات متحده آمريکا و جهان و پيآمدهای آن آشنا می شويد. اشتيگليتس، استاد دانشگاه کلمبيا در نيويورک و يکی از مهمترين کارشناسان اقتصادی جهان بشمار می رود. او برنده ی نوبل در رشته ی اقتصاد، مشاور بيل کلينتون، رئيس جمهور پيشين ايالات متحده آمريکا، و در بين سالهای 1997 تا 2000 اقتصاد دان ارشد بانک جهانی بوده است.  

 

فلسفه ی عدم نظارت دولت و نظام نو ليبرالی در کشورهای غربی مرده است

 

حقايق جای پای بزرگ

مارشا پيلی

روزنامه ی زوددويچه، مونيخ،آلمان،8 سپتامبر 2008

ترجمه واهيک.ک

اروپايی ها انتظار دارند که باراک اوباما سنت سياست خارجی روسای جمهور ايالات متحده از حزب دمکرات از جمله وودرو ويلسون،فرانکلين دلانو روزولت ، هری ترومن و جان اف کندی را ادامه دهد. بسياری از اروپايی ها آمريکا را محق می دانند که بنا به مقتضيات يک ابرقدرت عمل کند، اما در عين حال اميدوارند که آمريکا تحت رهبری اوباما گوش شنوايی برای متحدان اروپايی خود داشته باشد و سياست خارجی اش شباهتی با روسای جمهور دمکراتی داشته باشد که تحسين اروپايی ها را بر انگيخته است.

رسالت لیبرالیسم

70 سال پیش از این یک گروه روشنفکران لیبرال در طی نشستی در پاریس تصمیم گرفت جهان را به سوی باورهای خود هدایت کند.این نشست لحظه ی زایش نئولیبرالیسم بود.

جنبش سوسیالیستی شکست خوردنی نیست
گفت و گو با دکتر حسین افشار

دکتر حسین افشار، عضو کانون نویسندگان و استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، در سال 1347 پس از اخذ دیپلم از مدرسه دارالفنون به شهرهای گراتس اتریش، مونیخ آلمان و فلورانس ایتالیا سفر کرد و در رشته علوم سیاسی، گرایش¬های سیاست¬های اجتماعی، انسان شناسی فرهنگی و جامعه شناسی سیاسی تحصیلات خود را به اتمام رساند. با وجود فرصت به دست آمده برای تصدی مسند استادیاری در ایتالیا بنا به دلایلی به ایران بازگشت و به علت اعتصاب در دانشگاه¬ها و فشار ساواک در پژوهشگاه علوم انسانی به صورت قراردادی مشغول به کار شد. در اول مهر1358 و باز شدن دانشگاه¬ها به استخدام درآمد و تا امروز مشغول تدریس دروس علوم سیاسی از جمله: شناخت و ماهیت امپریالیسم، سمینار مسایل مارکسیسم، جامعه¬شناسی سیاسی، جهانی شدن و ... هستند.
افشار از اعضای کنفدراسیون دانشجویان و مبارز پر سابقه ای ست که پیش و پس از انقلاب به فعالیت سیاسی پرداخته است. مصاحبه زیر در واقع تلفیقی ست از تجربه ی سالهای مبارزه و چهره ی روشنفکر.

 حزب توده و انقلاب ايران در گفت‌وگو با بابك اميرخسروي

این مصاحبه به صورت گفتگوی تلفنی با آقای رضا خجسته رحيمي، دبیرهیات تحریریه نشریه «شهروند امروز» به سردبیری آقای محمد قوچانی، انجام شده است

»راه آزادی«

نشريه ی «راه آزادی » بار ديگر، اين بار در سيمای نشريه ی اينترنتی انتشار می يابد. «راه آزادی » می خواهد به سهم خود پيام رسان گروهی از  چپ دمکرات  در برخورد با مسايل جامعه و جهان باشد. « راه آزادی»  پا به ميدان می گذارد تا در حد توان ناچيز خود پيرامون ضرورت شکل دهی جبهه ی چپ آزاديخواه  به روشنگری و تلاش بپردازد. دست اندرکاران اين حرکت، جز انگشت شمار آزاديخواهان و عدالت دوستان چپ نيستند. هدف از آغاز انتشار اين برگ اينترنتی در ميان انبوهه ی بی شماری از برگهای متنوع اينترنتی، تنها پاسخ دادن مسئولانه به يک ضرورت و در اين رابطه پر کردن خلاء موجود است: چپ های آزاديخواه سکويی می خواهند که با نگريستن از فراز آن، درونمايه نگرش چپ و سرشت آزادی خواهانه و انسانی انديشه های خود را به نمايش بگذارند. « راه آزادی»، ميدان و تريبونی است برای جستار، پژوهش و راهيابی  مسائل اجتماعی.شايسته آنست که چپ ها و آزادی خواهان در همدلی و همانديشی، بسهم خود بکوشند برای پرسش هايی  که رشد جامعه و زمان در برابر اهل انديشه می گذارد، پاسخ های بايسته ای بيابد و به تحول اجتماعی در راستای برپايی مناسباتی عادلانه و آزاد ياری رسانند. « راه آزادی » می خواهد ميدان انديشه ورزی چپ دمکراتِ پراکنده و چند پارچه در برابر راست متحد و يک پارچه باشد. طبيعی است که اين مهم بدون ياری های بی دريغ دوستاران آزادی و عدالت اجتماعی راه درازی نمی پيمايد و قلبش از نفس باز می ايستد.

مصاحبه‌ی تارنمای "ردپپر" با دو تن از تئوری‌پردازان چپ نو، ارنستو لاکلائو و شانتال موف.

(اين مصاحبه در ماه ژوئن 1998 صورت گرفته اما هنوز هم تازگی خود را حفظ کرده است. بر خلاف وجود برخی نگرش های ساده انگارانه  حاوی نکات قابل تأمل و آموزنده‌ای است)

اکنون جنگ سرد به پايان رسيده است و مردم در موقعيتی قرار گرفته‌اند که بتوانند روشنتر و واضح‌تر درباره‌ی سهمی که مارکسيسم هنوز می تواند در سياست‌گذاری راديکال ايفا کند تأمل نمايند. ما شاهد آن بوديم که در مجامع گوناگون که در بر گيرنده‌ی طيف‌های فکری متضادی است، برای نمونه فاينشال تايمز و "سوشياليست رجيستر" درباره‌ی مارکس به بازانديشی پرداخته اند. نظر شما درباره‌ی ايرادهايی که موجب تضعيف سياسی مارکسيسم شده است چيست و آيا مارکسيسم هنوز کارآيی خود را حفظ کرده است؟

تفسير گزارش جديد سازمان ملی برآوردهای امنيتی درباره‌ی ايران در حال شتاب گرفتن است.

گفتگويی را با خانم نائومی کلاين، نظريه پرداز چپ کانادايی

 

.

 

 

 

 

 

 

editor@raheazadi.de : برای ارسال مطالب از اين آدرس استفاده کنيد